>

+ کیک گلاب و ماست (یزدی)

والا من در اوج خستگی در حالیکه چند روزی هست که هر شب کمتر از 4 ساعت خوابیدم و بیشتر از یک وعده غذا در روز نخورده ام الآن درحالیکه هوار تا کار دارم از ذوق نشستم وبلاگ بنویسم. امروز پرزنتیشن داشتم و الآن تموم شده و انگار یادم نیست که چقدر خسته بودم و استرس داشتم برای یه خوبی و شادی بزرگ به استقبال فردا و فرداها می رم و یه قدم اینکه می خوام اینجا یه کیک خوشمزه بذارم... بی نوبت

این کیک رو یه خانم یزدی که به کدبانویی معروف ه و من نمیشناسمشون، واسه یکی از دوستام که اینجان درست کرده بوده و اون دوستم دستورش رو گرفته و واسه یکی دیگه از دوستامون یه بار درست کرده و اون دوستم هم که کلاً هر کیک درست می کنه خوشمزه و عالی میشه دو بار واسه ما درست کرد و این شد که من به هوس افتادم این خوشبوی خوشمزه رو من هم امتحان کنم. خیلی کیک خوشمزه ایه و گفته میشه نوعی کیک یزدی ه. من عنوانش رو ننوشتم کیک یزدی که با کیک یزدی فنجانی اشتباه گرفته نشه. گرچه عطر و طعم هل و گلاب کیک یزدی رو به یادآدم می آره.

جا داره همین جا از این دوستان دست اندرکار تشکر کنم که دستور این کیک رو به من رسوندن. من امسال برای تولدم درست کردم و واسه همکارهام بردم چون سرو کردنش راحت ه و چنگال و اینها نمی خواد... و به عنوان یه طعم ایرانی بهشون معرفی کردمش و همه خیلی دوست داشتن

...
طرز تهیه
نویسنده : کویریات ; ساعت ٢:٤۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٢/٤/٧
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ رولت خرما

من خودم خرما خیلی دوست ندارم ولی انگار ماه رمضون بدون خرما نمیشه. واسه اینکه خرما خیلی مزه ی خرمابودنش حس نشه (حالا همه هی به من نگین تو دلتون بی سلیقه که خرما دوست نداری... خوب دوست ندارم دیگه!!) میشه یه بلاهایی سرش آورد که اونهایی که احیاناً خرمادوست ندارند بتونند بخورند. یکی از این بلاها همین رولت کوچک خرماست. من که درست کردم مهمون هامون کلی دوست داشتند. خودمم حتی دوست داشتم! شمام فرصت کردید امتحان کنید!

 

...
طرز تهیه
نویسنده : کویریات ; ساعت ٧:٢۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/٦/۱٠
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ شیرینی نخودچی (نان نخودچی)

من عاشق نون نخودچی ام. و از بچگی ام این مدلی بودم. به حدی که هزار بار آبروی مامانم اینها رو توی عید دیدنی ها بردم اینقدر خوردم. مامانم و بابام همیشه سهم خودشونم به من می دادند و من باز دلم می خواست.

نوروز ١٣۶۵ ما رفته بودیم شیراز و اون آخرین نوروزی بود که من ته تغاری بودم!خانه دوست بابام بودیم و من هنوز سه سالم تموم نشده بود... قبل از سال تحویل متوجه شدیم یه جعبه شیرینی نخودچی روی میزنهارخوری ه، بعد از سال تحویل بازش کردند و هر کس یه دونه خورد، شیرینی رو گذاشتند اونجا، شب که همه خوابیدند، من هی رفتم مشت مشت همه شیرینی ها رو خوردم، ردیف اول رو تموم کردم، فکر کردم دیگه نمی فهمند و تقریباً سالم ه بعد دوباره شروع کردم کمی از ردیف دوم هم خوردم، و تا فردا صبح که سری اول مهمون ها بیاد، همه شیرینی ها یواشکی توسط من خورده شده بود!! و تصور کنید من خیلی کوچولو بودم و هربار باید از صندلی بالا می رفتم، با تلاش به وسط میز می رسیدم می خوردم و فرار می کردم. صبح که مهمون ها اومدند عید دیدنی، موقع پذیرایی آبروی مامانم اینها رفت! چون من به اون کوچکی که آبرویی نداشتم!! بیچاره ها اینقدر خجالت کشیدند که شیرینی نخودچی خونه دوست بابام اینها تموم شده بود و جعبه خالی و کاغذ روغنی اش ته جعبه مونده بود روی میز!

 

حالا الانی گفته شیرینی نخودچی ! چشم! اینم شیرینی نخودچی!

...
طرز تهیه
نویسنده : کویریات ; ساعت ٤:٠۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/۱٢/٢۸
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ شیرینی نارگیلی

شیرینی نارگیلی انواع زیادی داره معمولاً شیرینی نارگیلی ها زود خشک می شوند و می سوزند. این مدل رو من باز مثل نروژی ها درست می کنم و تا کل عید نرم می مانه! البته اگه چیزی ازش بمونه!

 

...
طرز تهیه
نویسنده : کویریات ; ساعت ۱٢:٥٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٧/۱٧
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ شیرینی گردویی

واسه عید شیرینی های کوچیک سبک خیلی خوب و لازمند. این شیرینی و شیرینی نارگیلی که توی پست بعد می گم خیلی واسه عید خوبند زود و آسون هم درست می شوند! بازم از میترا خانم دوست خوبم توی نروژ یاد گرفتم!

 

...
طرز تهیه
نویسنده : کویریات ; ساعت ۱٢:٥۱ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٧/۱٧
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ شیرینی کشمشی

من عاشق شیرینی کشمشی بودم و هستم.

خاطره ای که دارم اینه که ٣ ساله بودم مهرماه سال ۶۵ پسر عمه ام بدنیا اومده بود و مامانم اینها می خواستند بروند دیدن عمه ام بیمارستان. و طبق معمول تو بیمارستان بچه راه نمی دادند. مامانم می خواستند به هر ترفندی من رو راضی کنم که دنبالشون نرم. گفتند اگه بمونی خونه واست یه جایزه ای خوبی می خرم! من به ذوق جایزه موندم خونه. و وقتی مامانم اینها برگشتند یه جعبه کوچیک شیرینی کشمشی خریده بودند. فکر کنم اولین جعبه شیرینی بود که تو عمرم کادو گرفتم!‌فکر می کردم همه اش ماله خودمه و به هیچ کس نباید بدم. یادمه کلی اش رو یه روزه خوردم و دو تا دونه آخرش رو یه جایی قایم کردم و ذخیره کردم هر روز یه گاز کوچیک ازش می زدم که تموم نشه!

دستور آسون این شیرینی رو از میترا خانم دوست خوبم توی نروژ یاد گرفتم و یه عالم بار درست کردم و تنهایی خوردم! عالیه!

...
طرز تهیه
نویسنده : کویریات ; ساعت ۱٢:۳٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٧/٧/۱٧
    پيام هاي ديگران()   لینک