>

+ قهوه ی سنتی اتیوپیایی

در آستانه ی سال نوی اتیوپیایی (فردا اولین روز سال 2004 اتیوپیایی ه) دلم نیومد این قهوه ای که همکار اتیوپیایی ام توی خونه ما درست کرد رو اینجا نذارم.

من شخصاً از اتیوپی چیز زیادی نمی دونستم بجز دو چیز: یکی اینکه وقتی پیامبر نامه نوشت داد ببرن حبشه پادشاهشون که مسیحی بود اجازه ی تبلیغ اسلام رو اونجا داد و دوم اینکه بلال حبشی از اونجا بود. والسلام!

تا اینکه وقتی دو سال پیش همزمان با دو اتیوپیایی آشنا شدم(نگاه کنید به اینجا). یکی مسلمان و یکی مسیحی که اولی خیلی ساکت و دومی خیلی شلوغ و شاد بود. و باهاشون حرف زدم و ... و راجع به کشورشون و سنت هاشون بیشتر شنیدم. اینکه تقویم و گاه شماری خاص خودشون دارند. اینکه ساعت شبانه روزشون روز و شب دوازده ساعت ه است که ساعت هفت صبح میشه 1 صبح تا 12 که میشه 6 عصر ما. بعد 1 شب میشه 7 شب. اینکه سالشون از سال مسیحی 7 سال عقب تر ه چون خبر تولد حضرت مسیح دیر رسیده بهشون!! یا همچین چیزی...

ولی خوب آشنا بودن یا یه آقای اتیوپیایی کجا و با یه دختر اتیوپیایی کجا. پارسال همین موقع ها بود که یه خانم اتیوپیایی ناز همکارم شد . بعد هم شد هم اتاقی دانشگاهم. کلی چیزهای جالب از فرهنگ خانوادگی و خوراکی هاشون و سنت هاشون یاد گرفتم. اینکه نوع مسیحیتشون با حتی ارتدکس های اینجا فرق داره. مثلاً اینکه خوک نمی خورند توی کلیسا محجبه وارد می شن...

و ما رو برد یکی دو بار رستوران اتیوپیایی و ما با آرد خاکشیر پنکیک خوردیم (اینی که میگم اینجرا جز اصلی غذای این کشور ه). و با دست غذا خوردیم که ان شالله به زودی یه نوع از غذاهاشون رو به همراه این مدل نان می نویسم. و عکس می ذارم.

اما حالا خیلی روده درازی نکنم بگم که قهوه خیلی مرسوم ه و مراسم قهوه درست کردن و خوردن در این کشور از چیزهایی ه که روزانه به شکلی خاصی انجام میشه و واسشون خیلی مهم ه.

همکارم که اومد خونه مون می خواست طرز آماده کردن قهوه رو به سبک سنتی اتیوپیایی به ما آموزش بده.


مواد و وسایل لازم :

لوبیای قهوه

تابه ی شبیه اسفند دودکن (کفش سوراخ باشه)

آسیاب یا چیزی شبیه هاون!

قهوه جوش یا ماشین قهوه ساز

آب.

طرزتهیه:

دانه های قهوه رو من تاحالا ندیده بودم. عکسش رو دیده بودما ولی باورم نمیشد که اینهمه سبز باشه واقعاً و اصلاً بوی قهوه نده.

دانه های قهوه رو توی بشقاب گوه می ریزیم و رویش رو آب می ریزیم. با دست که می ساییمش که شسته بشه (شبیه  کشک ساییدن اولش که آدم می خواد خیس بخوره کشک). بعد هی آبش رو عوض می کنیم. دوباره آب می ریزیم. تا اینکه شسته بشه. بعد می ریزیم تو آبکش تا آبش بره و خشک بشه یکم. تابه ی مخصوص (همونی که شکل اسفند دودکن ه) رو می ذاریم روی حرارت

و دانه های قهوه رو می ریزیم تویش. هی می گردونیم و می گردونیم و اینجوری دانه های قهوه رو بو می دهیم.

برای اینکار صبر و حوصله لازم ه چون حدود نیم ساعت طول میکشه تا کاملاً قهوه ای رنگ بشه.

توی این مرحله کاملاً بوی قهوه پر میشه تو خونه. و این بوی آشنا قهوه هست. و رنگ و شکل آشنای دانه های قهوه.

وقتی که همه دانه های قهوه بوداده شد، قهوه رو توی آسیاب می ریزیم و آسیابش می کنیم.

حالا این همکارم می گفت که معمولاً یه قهوه جوش هایی دارند که هیچ وقت نمی شویندش. باید همیشه قهوه ی خشک شده به اش باشه!! ولی حتماً باید خشک باشه! حالا ما که نداشتیم همین ماشین قهوه ساز معمولی داشتیم. فیلتر گذاشتیم و قهوه رو ریختیم تویش. برای قهوه ی معمولی برای هشت تا فنجون 8 قاشق قهوه می ریزیم برای قهوه ی اتیوپیایی برای 8 فنجون 10 قاشق. مقدار آبش هم معمولی همونی که همیشه آدم می ریزه تو ماشین قهوه ساز.

بعد دیگه به طور سنتی قهوه رو توی فنجون های کوچک بدون دسته سرو می کنند. مانداشتیم توی فنجان قهوه خوری معمولی سرو کردیم.

میشه قهوه رو با طعم زنجفیل یا هل یا چیزهای دیگه آماده کرد. ولی چیزی که ما خوردیم ساده بود. با کمی شکر.

جای همه کسایی که قهوه دوست دارند خالی. من قهوه خور نیستم فقط چشیدم. ولی همه بچه هامون می گفتند یکی ازبهترین قهوه هایی بوده که تو عمرشون خوردند.

با تشکر از همکار اتیوپیایی ام ت.و.د. و بقیه ی همکارهام که اومدند و باعث شدند شب خوبی کنار هم داشته باشیم.

نویسنده : کویریات ; ساعت ۳:۳۸ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/٦/٢٠
    پيام هاي ديگران()   لینک