>

+ حدود یک ماه بعد از کریسمس از کریسمس می گویم

خودم خجالت می کشم از خودم که اینهمه وقت ه این وبلاگم رو حتی وقت نکردم صفحه اش رو باز کنم و باید کم کم به خودم بقبولانم که با یه دست هوار تا هندوونه نمیشه برداشت و نباید هنوز از خودم توقع داشته باشه هفته ای دوبار اینجا رو آپ کنم گرچه دلم می خواد. ازاون بیشتر دلم می خواد بیشتر به وبلاگ همه سر بزنم، خوراکی خوشمزه ببینم و ایده ی جدید بگیرم ولی اینقدر کار دارم که گاهی یادم می ره بخورم چه برسه به...

حدود یک ماه ار کریسمس میگذره یادم می آد پارسال قبل از کریمسمس نوشته بودم طرز تهیه سالاد والدورف رو بنویسم که بعضی ها رسم دارند شب کریسمس و بعضی ها هم شب سال نو بخورند. ولی نشد و موند و موند و موند... تا امسال می خواستم حتماً شب سال نو بنویسم که بازهم...

ولی می دونین (خوندین- دیدین) که ما بین کریسمس و سال نو نروژ بودیم! بنابراین تصمیم گرفتم کمی از خوراکی های اونجا تو این ایام بگم.

این پست گرچه خیلی دیر ولی راجع به چیزهای خوشمزه ای ه که تو نروژ خوردیم به همین مناسبت!


در نروژ برای کریسمس و البته برای مراسم مهم دیگه ای مثل عروسی هاشون و جشن های دینی و ... و گاهی شب سال نو کیک ویژه ای درست می کنند به نام kransekake این کیک از بادام ، سفیده تخم مرغ و شکر درست میشه طعمی بسیار شبیه چیزی که در تبریز به غرابیه معروف ه داره (شیرینی بادامی در تهران و بقیه شهرها). نکته اش اینه که این کیک در پوسته ی  بیرونی ترد و شکننده باشه و داخلیش حالت آدامسی و کمی کش دار باشه.

 

kransekake ای که پوآن داره طبقه ی 14امش رو برمی داره (کیک دستپخت یکی از دوست های دوست های خاله اینها!!)

این کیک دز قالب خاصی درست میشه که هیجده حلقه ی با شعاع مختلف داره (معمولاً قالب سه چهار تکه است. ) و جداگانه پخته میشه و روی هم گذاشته میشه. گاهی رویش رو با پرچم نروژ  و روبان و قرمز و سفید و سرمه ای تزیین میکنند.

شب سال نو کمی از شب کریسمس مدرن تره. ما شب کریسمس نروژ نبودیم ولی نروژی ها بسته به اینکه مال کجای نروژ باشند، شام خاصی می خورند. مثلاً ممکنه ماهی بخورند، یا کله پاچه گوسفند (البته دودی شده) ولی یه غذای خیلی مرسوم وجود داره به نام pinnekjøtt که یعنی سیخ (چوب...) گوشت. گوشت بره ی دودی شده رو یک روز تو آب می گذارند، بعد در واقع بخار پزش می کنند. به این صورت که کف قابلمه چوب می چینند، کمی آب می ریزند، بعد گوشت رو روی آن می گذارند جوری که گوشت توی آب نباشه اصلاً بعد گوشت رو با حرارت ملایم بخار پز می کنند.

اما برای سال نو، عادت جدید خوردن بوقلمون و سالاد والدورف کاملاً رایج ه. چیزی که امسال ما هم شب سال نو خوردیم. (دست میترا خانم عزیز درد نکنه) همه عکس هایی که پایین خواهید دید دست پخت ایشون ه!

این بوقلمون که توی فر بریان شده. نکته ی خاصی که توضیح بدم ندارم! جز اینکه جاتون خالی با سس خامه ی گرم و بی نظیری سرو شد.

این هم بالاخره سالاد والدورف که من بیش از یک سال ه می خوام دستورش رو آپ کنم و هی نشده... محتویاتش که فکر می کنم معرف حضور بیشترتون باشه جهت یادآوری عرض کنم که سیب و انگور و کرفس و گردو و مایونز و خامه و ... دیگه... همین ها یادم می آد... آهان با کاهو ممکن ه سرو بشه... و بوقلمون !!نیشخند که بالا گفتم!

ما اون شب رولت گوشت هم خوردیم که حیفم اومد عکسش رو نذارم.

ایشالله در پست های بعدی که نمی دونم کی بشه دستور این غذاها رو می ذارم. (بی حرف پیش).

ما اون شب چیزهای خوشمزه ی دیگه ای مثل فروماژ پرتقالی و دسر انگلیسی( کرامبل؟!) هم خوردیم... دیگه چون به سال نو ربط نداره عکس هاشو نذاشتم. و همچنین بسیاری چیزهای خوشمزه خوردیم که پست خیلی طولانی میشه و خارج از موضوع.

امیدوارم سال خوبی برای همه باشه سال 2010 میلادی. و همیشه سفره هاتون رنگین و دلتون شاد باشه.


نویسنده : کویریات ; ساعت ٩:٢٠ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱٠/۳٠
    پيام هاي ديگران()   لینک