>

+ کیک پنیر سوئدی Ostkaka

خیلی اینجا اهل نوشتن خوراکی مربوط به مناسبت ها نیستم. نه که دوست نداشته باشم، بیشتر اوقات فرصت نمیشه که به موقع چیزی که ربط داره بنویسم. ولی امروز که می خواستم بیام سر به این وبلاگم بزنم دیدم 17 ربیع الاول ه تصمیم گرفتم از بین چیزهایی که رو دستکتاپ گذاشتم که آپ کنم یکی از شیرینی هاشو بذارم.

این کیک پنیر سوئدی غیر کیک های پنیر دیگه است. مثل بیشتر کیک های پنیر که با پنیر خامه ای درست میشن نیست، بعلاوه سرد هم سرو نمیشه.

پنیر این کیک پنیر روستایی یا کاتج چیز ه و کیک رو ولرم سرو می کنند. همراه مربا (مثلاً توت فرنگی یا تمشک) و/یا خامه فرم گرفته.

یکی از علت هایی که تصمیم گرفته بودم چهار سال پیش که این کیک رو تو وبلاگم بذارم این بود که دیده بودم کاله کاتج چیز تولید می کنه و اون موقع خیلی دوست داشتم چیزهای جدیدی که میشه تو ایران درست کردرو اینجا بذارم. بماند که از اون موقع تا حالاوقت نشده بذارم این کیک رو... حالا هم بیشتر چیزها تو ایران بالاخره به یه نحوی پیدامیشه... من هم دیگه اون قدری که چهارسال پیش شور خوراکی های اسکاندیناوی رو داشتم الآن ندارم! بهر حال هیچی از لطف خوردن یه کیک با طعم و بافت متفاوت این کیک پنیر کم نمی کنه...

یه خاطره ی دیگه هم که من از این کیک دارم اینه که اولین باری که خواستم درست کنم از روی این دستور اشتباهاً مقدار شیر رو به جای 50 سی سی 500 سی سی ریختم بعد یه اخلاقی هم دارم که هیچی رو دلم نمی آد بریزم دور شروع کردم آرد و شکر اضافه کردن به مایه ی کیک که غلظتش درست بشه کل دارایی ه آرد خونه رو ریختم تویش باز خیلی شل بود، دیگه آرد نخودچی و ... هرچی فکر کنید ریختم آخر پختمش مزه ی نون میداد تا مزه ی کیک و سفت بود مشکل دیگه اش این بود که خیلی زیاد شده بود و چون بد بود باید خودمون می خوردیمش و نمیشد به کسی داد... خلاصه یک هفته ای ما این مثلاً کیک رو می خوردیم و تمومی نداشت!  حالا شما تو اندازه ها دقت کنید که اینجوری نشه.

بریم سراغ این svenska ostkaka

...
طرز تهیه
نویسنده : کویریات ; ساعت ٤:٤٢ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱۱/۱٠
    پيام هاي ديگران()   لینک

+ کاچی زائو!

بعد از کلی وقت اومدم بنویسم. از آخرین باری که نوشتم تا الآن کلی چیزها عوض شده. اون موقع که پست قبل رو می نوشتم حامله بودم و تازه داشت حالم خوب میشد از ویارها و ... بعد مامانم اینها اومدن و دو ماه آخر بارداری همه اش پذیرایی شدم و همچنین ماه اول بعد از زایمان... خلاصه خیلی تو آشپزخونه نمی رفتم. ولی این تنها کاری نبود که نمی کردم! الآنم مشغول بچه داری و ... ولی مثل همیشه دوست دارم حتی به سختی کارهایی که دوست دارم تو روتین زندگی ام جا بدم. می دونم که همیشه موفق نیستم. مثل نوشتن وبلاگ. ولی تلاشم رو می کنم. دوست ندارم بگم که در اینجا تخته... دوست دارم همیشه فکر کنم اگه وقتی پیدا بشه تندی می آم و می نویسم. چون آشپزی رو دوست دارم و تنبل خونه ام رو.

می خوام از کاچی زائو بنویسم. خیلی جاها تو ایران رسم بر این بوده و هست که بعد از زایمان تا ده روز به مامان تازه کاچی می دن که قوت بگیره. حتی رسم هست که تو سیسمونی مواد لازم برای کاچی رو می ذارن ولی فکر می کنم رسم هست که مادر شوهر کاچی رو بپزه اگه اشتباه نکنم.

به هر حال برای من که مامان و بابام پختند و من هم عشق کاچی!! کلی خوش می گذشت بهم. 13 ساعت درد زایمان کشیدم به جاش 10 روز کاچی خوردم خوبه دیگه :)

فرق عمده ی کاچی زائو با کاچی مواقع دیگه آرد برنجش ه. کاچی زائو رو حتماً با آرد برنج و روغن حیوانی مرغوب درست می کنند (باید حسابی قوت داشته باشه دیگه :)) ) و کاچی های دیگه رو با آرد گندم هم میشه پخت. 

...
طرز تهیه
نویسنده : کویریات ; ساعت ۱:٥۳ ‎ب.ظ ; ۱۳٩۱/۱۱/۳
    پيام هاي ديگران()   لینک